تحولات دی، بیانیه
- ICCSW

- Feb 21
- 3 min read
Updated: Mar 16
مؤسسه سوشیالورک معاصر و تطبیقی ایران
اسفند ۱۴۰۴ (۲۱ فوریه ۲۰۲۶)
مؤسسه سوشیالورک معاصر و تطبیقی ایران همزمان با آغاز رسمی فعالیت خود در اسفند ۱۴۰۴، این بیانیه را در چارچوب مسئولیت حرفهای و تحلیلی خویش منتشر میکند. اعتراضاتی که از دی ۱۴۰۴ در بستر بحران اقتصادی و نارضایتی گسترده اجتماعی آغاز شد و بنا بر گزارشهای متعدد به کشته شدن دهها هزار شهروند غیرنظامی انجامیده است، کشور را وارد مرحلهای تاریخی کرده که آثار آن فراتر از یک رخداد سیاسی مقطعی است و بنیانهای اجتماعی، نهادی و اخلاقی جامعه را تحت تأثیر قرار داده است.
زمانی که اعتراض مدنی با خشونت مرگبار پاسخ داده میشود، مسئله صرفاً به شمار قربانیان محدود نمیماند. در چنین وضعیتی با پدیدهای مواجهایم که در ادبیات تحلیلی از آن بهعنوان خشونت ساختاری یاد میشود؛ وضعیتی که در آن سازوکارهای رسمی بهجای صیانت از جان شهروندان، در مسیر بازتولید آسیب عمل میکنند. قطع گسترده و ناگهانی اینترنت و انسداد جریان آزاد اطلاعات در میانه این رویدادها، امکان نظارت عمومی، مستندسازی وقایع و آگاهی جهانی را محدود کرد. محرومسازی جامعه از ثبت و انتشار واقعیتها خود بخشی از فرایند آسیب و تضعیف پاسخگویی نهادی است.
تجربههای تطبیقی در حوزه سوشیالورک و سیاست اجتماعی نشان میدهد هرگاه سازوکارهای پاسخگویی تضعیف شوند و ابزار قهر جایگزین گفتوگوی مدنی گردد، سرمایه اجتماعی فرسوده میشود و شکاف میان جامعه و نهادهای قدرت گسترش مییابد. بیاعتمادی عمومی در چنین شرایطی یک واکنش هیجانی زودگذر نیست، بلکه پیامدی قابل پیشبینی از اختلال در کارکردهای حمایتی دولت است. هیچ جامعهای در بلندمدت با تداوم چرخه خشونت، انسداد اطلاعات و حذف مشارکت مدنی به ثبات پایدار دست نخواهد یافت.
ادبیات سوشیالورک معاصر تصریح میکند که این حرفه در برابر بیعدالتی ساختاری بیطرف تعریف نشده است. هنگامی که سیاستها و رویههای رسمی بهصورت گسترده به تهدید جان و امنیت شهروندان میانجامد، مسئله از سطح خطای اجرایی فراتر میرود و با نظمی روبهرو هستیم که خود به تولید آسیب سازمانیافته تبدیل شده است. در چنین بستری، سکوت حرفهای به معنای چشمپوشی از واقعیتی است که مستقیماً با اصول بنیادین عدالت اجتماعی و کرامت انسانی در تعارض قرار دارد.
تحلیل نهادی نشان میدهد اگر ساختار موجود بهجای اصلاح و گشودن مسیرهای قانونی مشارکت، به تمرکز بیشتر قدرت، محدودسازی نظارت مستقل و حذف منتقدان متوسل شود، امکان اصلاح درونسیستمی بهشدت کاهش مییابد و توان تضمین کرامت انسانی و امنیت پایدار را ندارد. در چنین شرایطی سخن گفتن از گذار نتیجه تحلیل واقعبینانه از نارساییهای بنیادین است و نه موضعی احساسی یا حزبی.
بر این اساس، سوشیالورک در کنار حفظ وضعیتی که به بازتولید خشونت میانجامد قرار نمیگیرد. تعهد به عدالت اجتماعی ایجاب میکند هر نظمی که بهطور گسترده و مستمر حق حیات، امنیت و مشارکت شهروندان را نقض میکند، موضوع نقد ساختاری و بازطراحی بنیادین قرار گیرد. حمایت از تغییر در این چارچوب دعوت به بیثباتی نیست، بلکه دفاع از نظمی قانونمدار، پاسخگو و محدودکننده قدرت است که در آن نهادهای مستقل بتوانند از حقوق شهروندان صیانت کنند.
مؤسسه سوشیالورک معاصر و تطبیقی ایران در این مقطع تاریخی در کنار مردم و اصل کرامت انسانی میایستد. این موضع برخاسته از اصول حرفهای حقوق بشر و عدالت اجتماعی است. صیانت از جان انسانها، شفافیت در اعمال قدرت و پاسخگویی نهادی باید مبنای هر ساختار حکمرانی آینده باشد. سوشیالورک از هر فرایندی که به توقف خشونت، تضمین حقوق بنیادین و استقرار نهادهای مستقل و پاسخگو بیانجامد حمایت میکند و بر بازسازی اجتماعی مبتنی بر عدالت و مسئولیتپذیری تأکید دارد.
The Iran Institute for Contemporary & Comparative Social Work



Comments